تقریبا از هر مربی سابق رئال بپرسید ، این شوخی تلخ را تائید می کند .
از فشار هواداران پولدار در برنابئو (که ارث پدرشان را از تیم طلب می کنند)
گرفته تا دولتمردان (که می خواهند سر مردمشان به رئال گرم باشد) و روزنامه
های کاتالونیایی (که منتظر کوچکترین نقطه ضعف هستند ) . طبیعی هم هست که
توقعات بالا باشد ، آن هم از پر افتخار ترین باشگاه جهان که همیشه گرانقیمت
ترین بازیکنان فوتبال جهان را گرد هم می آورد . مربی بزرگ ، مربی ایست که بتواند با این فشارها بسازد و در کنار هزاران
دغدغه فکری که در سر دارد ، بهترین ترکیب را بچیند . اما وقتی که هوادا
خودی ، با بی عدالتی کامل شروع بیه کتک زدن مربی می کند ، این فشار غیر
قابل تحمل می شود . آن هم نه هر مربی بلکه کسی که غرور ژرمن ها را زیر پا
له کرده است . کسی که گواردیولا را در خانه خودش تحقیر کرد (کاری که مربی
سابق هم نکرد!) کارلو در کوپا و جام باشگاه های اروپا ، ارزشهای خود را ثابت کرد . در
مقابل بارسلونا رئال در ۶۰ دقیقه آغازین به حریف سر بود و همین ۶۰ دقیقه
باعث می شد که رئال لایق جام باشد . گل گرت بیل هم حق را به حقدار رساند .
نتیجه تاریخی ۵-۰ مقابل بایرن هم اتفاقی نیست که به سادگی ها فراموش شود ،
همان طور که پیروزی ۷-۰ باواریایی ها در مقابل بارسا در تاریخ ثبت شده است . چرا لالیگا از دست رفت؟ آنجلوتی چاره ای نداشت . یا باید با مهره هایی که مدیر در اختیارش قرار
داده بود ، می ساخت . یا باید قید بزرگترین رویای دوران مربیگریش را می زد .
او گزینه اول را برگزید . کارلو از همان ابتدا می دانست که حق استفاده از ایکر را ندارد . آن هم
با دستوراتی که از بالا رسیده بود . می دانست که رسیدن به موفقیت سخت تر
خواهد بود اما امیدش را از دست نداد و فرمول پیدا کرد . به ایکر در دو جام
فرصت داد تا به بالادستی ها نشان بدهد که فرق بودن با نبودن او چیست . حالا
سکان عرشه دست آنهاست . می توانند کاپیتان را در تابستان بفروشند و لوپز
را حفظ کنند تا جامهای دیگر هم مثل لالیگا از دست برود یا کاپیتان را حفظ
کنند و به جامها امید داشته باشند . تحمیل ایارامندی به کارلو نیز ظلم دیگری بود که در حق او صورت گرفت . او
در حالی به رئال آمد که مدیر و زیدان با هم تیم را چیده بودند : ایسکو ،
ایارامندی ، کارواخال و کاسمیرو خریدهای جدید بودند . آنجلوتی در همان روزهای اولش تائید کرد که از کارواخال شناختی نداشته و
از عملکردش متعجب شده است . در مورد کاسمرو نیز همین طور . مسلما ایسکو هم
خرید استانداردی بود که هر تیمی دوست داشت آن را به خدمت بگیرد اما
ایارامندی … در تابستان گذشته پس از پیوستن ایارامندی به رئال ، مقاله ای نوشتم و
تنها توجیهم برای این خرید را ” نجات تیم ملی اسپانیا ” دانستم . شناخت
چندانی از این بازیکن ۴۰ میلیونی نداشتم و تنها هدف از این خرید را استفاده
از او به عنوان جایگزین ژابی در تیم ملی اسپانیا در جام جهانی دانستم .
اما حقیقت این که ایارا یک پنجم انتظارات را هم بر آورده نکرد . عملکردش
هیچ جایی برای دفاع باقی نگذاشت . آن هم در حالی که آنجلوتی تا جایی که می
توانست به او بازی داد تا پرز را خوشحال کند اما زهی خیال باطل ! اگر ایکر در ترکیب لالیگا بود و رئال جایگزین مطمئن تری برای ژابی داشت ،
تردیدی ندارم که سرنوشت دیگری رقم می خورد اما همین که بدون این عناصر هم
رئال تا پایان برای لالیگا جنگید ، جای تقدیر دارد . قدرت ندادید ، زمان هم نمی دهید ؟ وقتی مورینیو رفت ، در مقاله ای نوشتم که مربی جدید “زمان و قدرت ” می
خواهد . قدرت که به او داده نشد . خریدها را خودش انجام نداد و بخشی از
ترکیب هم با دستور مدیر چیده می شد . حالا برخی می خواهند فاکتور ” زمان ”
را هم از کارلو بگیرند . مورینیو در فصل اولش ۵-۰ به بارسا باخت . در فینال هم مثل یک تیم حقیر
عمل کرد . با په په ای که در میانه زمین بازی می کرد و ایکر کاسیاسی که سه
توپگیری معجزه آسا داشت . اما هیچ کس این گونه به او فحاشی نکرد . حالا
آنجلوتی طوری مورد مواخذه قرار می گیرد که گویی رئال را در عرض یک فصل به
دسته سه رسانده است ! پرویز مظلومی ، مربی سابق استقلال با شخصیت عجیب و غریبی که داشت پس از
آن که پرسپولیس را شکست داد ، گفت :” من برای شکست دادن پرسپولیس آمدم ،
حالا ماموریتم را انجام دادم و با سری رو به بالا می توانم ، استقلال را
صرفنظر از ادامه فصل ترک کنم ! ” حقیقتا به نظر من آنجلوتی همین حالا می تواند صرفنظر از هر نتیجه ای از
فینال از رئال جدا شود و ما تا ابد او را به عنوان کسی خواهیم شناخت که
غرور هیتلر مآبانه آلمانی ها را خرد خاکشیر کرد . گواردیولایی را به مرز
سکته رساند که کابوس سالهای اخیرمان را تشکیل می داد . آنجلوتی همین حالا
می تواند از رئال برود و تا ابد در تاریخ جاودانه بماند ، چه دسیما را
بیاورد ، چه نیاورد …
اگر می خواهید موهایتان یک ماهه سفید شود ، اگر از زندگی سیر شده اید . اگر
می خواهید سخت
ترین فشار دنیا را تجربه کنید ، بشتابید ، بشتابید ! فرصت
شغلی نشستن روی نیمکت رئال مادرید !
در مورد لالیگا شاید کارلو کمترین تقصیر را داشته باشد . مشکل بزرگ او ”
بله فربان گو ” بودنش است که شاید اگر هر کدام از ما جای او بودیم ، همین
تصمیم را می گرفتیم . فرض کنید که مهندس حوزه آی تی هستید ، به گروه شما
کار در شرکت گوگل پیشنهاد می شود ، به شرطی که برخی از اعضای گروه را
نداشته باشید . حاضرید چنین فرصتی را از دست بدهید ، آن هم در حالی که می
دانید هرگز و تا آخر عمر فرصت مشابهی نخواهید یافت ؟
کارنامه آنجلوتی با تیمی که ۵۰ درصد ترکیبش تغییر پیدا کرده بود ، آن قدر
ها هم بد نبود که این روزها برخی روند فحاشی را به او آغاز کرده اند .

0 نظر براي از جان کارلو چه می خواهید؟!